مقدمه برانتشار مجدد
با گذشت هفت ماه از تحرک سیاسی در پی جدال قدرت جناحهای جمهوری اسلامی بر سر پست رئیس جمهوری (٢٢ خرداد ١٣٨٨) برای فعالین کمونیست، پیشروان طبقه کارگر و صف مدافعان آزادی و برابری قطعا روشنتر شده است که نه این جدال قدرت و نه تحرکات ناشی از آن، سر سوزنی به منافع و مبارزه آزادیخواهانه کارگران، زنان، جوانان و توده های محرومی که برای برچیدن بساط جمهوری اسلامی تلاش میکنند ربط ندارند.
جنبشی که کاراکتر اسلامی و رژیمی اش را با رنگ سبز مشخص کرده است، حرکت ارتجاعی بخشی از طبقه سرمایه دار و رژیم حاکم است که هیچ لولای همسوئی و هیچ وجه مشترکی آن را به جنبش طبقه کارگر و مبارزه اش برای سرنگونی جمهوری اسلامی وصل نمیکند. برعکس، تخاصم طبقاتی آشتی ناپذیر، این دو جنبش را کاملا در مقابل هم قرار داده است.
حزب حکمتیست همواره از منظر سازمان دادن انقلاب سوسیالیستی پرچمدار پیگیر سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی بوده و طی هفت ماه اخیر هم سیاست و تاکتیک روشن و بی اما و اگری در تقابل با تحرکات ارتجاعی هر دو جناح سیاه و سبز جمهوری اسلامی در پیش گرفته و تلاش کرده است که هرگونه عوامفریبی و خاکپاشی به چشم طبقه کارگر و مردم آزادیخواه در ارتباط با تحولات سیاسی جاری و بویژه در ارتباط با نقش جنبش سبز را از زاویه منافع طبقه کارگر و انقلاب سوسیالیستی افشا کند. سیر تاکنونی خود تحولات و پراتیک طبقاتی کارگران در خلال آن، گواه انکارناپذیری بر صحت سیاست و تاکتیک حزب حکمتیست بوده است. در نشست اخیر دفتر سیاسی حزب، پس از بررسی تازه ترین تحولات اوضاع سیاسی ایران، با تاکید مجدد بر سیاست و تاکتیک حزب، تصویب شد که سند "منشور سرنگونی جمهوری اسلامی ایران"، مصوب پنج سال پیش حزب، ازنو با یک مقدمه توضیحی منتشر شود.
اساس سند روشن کردن معنی پیروزی توده های محروم جامعه در مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی است. انقلاب سوسیالیستی از زاویه منافع طبقه کارگر در دستور روز است. این طبقه به اسقاط سرمایه داری و برانداختن بساط استثمار کار مزدی و سرکوب و خفقان ملازم آن، نیاز فوری دارد و گام نخست در مسیر این انقلاب، سرنگونی جمهوری اسلامی است. سرنگونی رژیم اسلامی باید چنان رادیکال و انقلابی به انجام برسد که حرکت طبقه کارگر در مسیر انقلاب سوسیالیستی اش را تسهیل و تسریع کند. سند "منشور سرنگونی جمهوری اسلامی ایران" پلاتفرم حزب حکمتیست برای تامین منافع و اولویتهای طبقه کارگر در روند سرنگونی جمهوری اسلامی و پیشروی بسوی انقلاب سوسیالیستی است. تحولات چند ماه اخیر به خوبی نشان داد که مخالفت با "منشور سرنگونی جمهوری اسلامی" توسط جریانات اپوزیسیون "سرنگونی طلب" ازجمله جریانات چپ، در سالهای گذشته نیز نه از سر نقص معرفتی و یا صرفا مخالفت سکتاریستی شان با حزب حکمتیست، بلکه از سر منافع طبقاتی و موضع بورژوائی و پوپولیستی آنها بوده است.
در این هفت ماه حزب حکمتیست هر کارگر آگاه، هر کمونیست انقلابی و هر مبارز آزادیخواهی را از شمشیر زدن در صف جنبش سبز و تبدیل شدن به گوشت دم توپ جنگ و جدال جناحهای رژیم برحذر داشته و فراخوان داده است که: درست برعکس، باید در تقابل کامل با هر دو صف سیاه و سبز رژیم، صف مستقل طبقه کارگر، صف آزادی و برابری را تقویت کرد که گام نخست پیشروی آن سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی است.
حزب حکمتیست به سهم خود با تمام توان در رفع موانع و ایجاد ملزومات ضروری برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی تلاش میکند. سند "اولویتهای حزب"، مصوب پلنوم ١٥ کمیته مرکزی حزب حکمتیست – سپتامبر ٢٠٠٩ و بیانیه "آنچه باید آموخت!" مصوب همان پلنوم، خطوط این تلاش ضروری را تصویر و ارائه کرده اند. انتشار مجدد سند "منشور سرنگونی جمهوری اسلامی ایران" نیز در همین راستاست.
منشور سرنگونی جمهوری اسلامی ايران
سرنگونی بی قيد و شرط و کامل جمهوری اسلامی، باز داشتن عوامل آن از امکان مقاومت در مقابل مردم و پاشاندن بنيادهای زندگی مدنی و همچنين تضمين حق مردم در انتخاب آزاد و آگاه نظام حکومتی آينده کشور، اساس منشور سرنگونی جمهوری اسلامی است. سرنگونی جمهوری اسلامی پيش شرط تضمين حق مردم در تعيين نظام آتی ايران است.
معنی پيروزی جنبش سرنگونی، جايگزين شدن جمهوری اسلامی با يک دولت موقت با وظيفه اعلام فوری مطالبات انقلابی زير به عنوان قانون و اجرای بی قيد و شرط آنها است.
۱ - اعلام سرنگونی و انحلال جمهوری اسلامی
۲ - انحلال و خلع سلاح سپاه پاسداران، ارتش و کليه دارودسته های نظامی و شبه نظامی وابسته به جمهوری اسلامی، تحت کنترل گرفتن کامل کليه امکانات تسليحاتی، تدارکاتی و اموال و دارائی های اين ارگانها و نهادها .
۳ - انحلال کامل وزارت اطلاعات.
۴ - قابل دسترس کردن کليه آرشيوها، بايگانی ها و پرونده های دولت از جمله سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات برای مردم.
۵ - مصادره کليه موقوفات و اموال و دارائی های نهادهای سياسی، اقتصادی و ايدئولوژيک اسلامی، اموال سران جمهوری اسلامی، "حوزه های علميه" و نهادها و مدارس اسلامی و استفاده از آنها برای رفع نيازهای مادی، معنوی، تفريحی، سياسی و اجتماعی مردم.
۶ - انحلال کليه "حوزه های علميه"
۷ - دستگيری سران جمهوری اسلامی
۸ - مسلح کردن مردم در ميليس هاي توده ای برای دفاع از آزادی، برای سرکوب مقاومت بازماندگان جمهوری اسلامی و تعرض هر نيروئی به آزادی ها و حقوق مردم.
۹ - اعلام جدائی کامل مذهب از دولت و آموزش و پرورش.
۱۰ - لغو کليه قوانين و مقرراتی که منشاء مذهبی دارند. اعلام آزادی مذهب و بی مذهبی.
۱۱- اعلام آزادی بی قيد و شرط عقيده، بيان، مطبوعات، اجتماعات، تشکل، تحزب و اعتصاب.
۱۲ – اعلام برابری کامل و بی قيد و شرط زن و مرد در حقوق مدنی و فردی. لغو کليه قوانين و مقرراتی که ناقض اين اصل است.
۱۳- اعلام برابری کامل حقوق همه شهروندان، صرفنظر از جنسيت، مذهب، مليت، نژاد و تابعيت.
۱۴ - آزادی کليه زندانيان سياسي.
۱۵ - لغو مجازات اعدام.
۱۶ - دسترسی همگانی بويژه تشکلهای توده ای مردم و احزاب سياسی به رسانه های جمعی دولتی.
۱۷ – تضمين بيمه بيکاری مکفی برای همه افراد آماده بکار بالای ۱۶ سال. پرداخت بيمه بيکاری مکفی و ساير هزينه های ضروری به کليه کسانی که به علل جسمی يا روانی توان اشتغال به کار ندارند.
۱۸ – ارجاع مساله تعيين نظام حکومتی آينده ايران و تهيه قانون اساسی به مجمع نمايندگان مستقيم مردم حداکثر ظرف ۶ ماه.
۱۹ - برگزاری رفراندم در مناطق کرد نشين غرب ايران، زير نظارت مراجع رسمی بين المللی، براي دادن حق انتخاب آزاد و آگاه به مردم اين مناطق براي ماندن در ايران بعنوان اتباع متساوی الحقوق با ديگران و يا جدائی از ايران و تشکيل دولت مستقل. اين رفراندم بايد با خروج نيروهای نظامی دولت مرکزی و تضمين يک دوره فعاليت آزادانه کليه احزاب سياسی در کردستان، به منظور آشنا کردن توده مردم با برنامه و سياست و نظرشان در اين همه پرسی، انجام شود.
...
فوريه ۲۰۰۵ - بهمن ۱۳۸۳


